برچسب:
نویسنده: آیلین فرهادی
یکی را هم میشناسم که اسمش عبدالله است اما صدایش می کنند کامران!
برچسب:
نویسنده: آیلین فرهادی
برچسب:
نویسنده: آیلین فرهادی
برچسب:
نویسنده: آیلین فرهادی
نه تنها گریهام نمیگیرد که حس میکنم اشکهایم خشک شده است. این چند روز اخیر، چند باری بغضم گرفت اما به گریه ختم نشد. چشمم اندکی تر شد اما اشکی جاری نشد.
شاید هنوز به عمق فاجعه پی نبردهام.
برچسب:
نویسنده: آیلین فرهادی
برچسب:
نویسنده: آیلین فرهادی
شاید ساکنان کویر، برای داشتن کاشانه، نیازی به داشتن خانه و ماوا ندارند، چرا که هر کجای کویر خانهی آنهاست. شاید آنها همان انسانهایی هستند که در افق لایتناهی بی خط، جوشیدن چشمه را در کویر دیدهاند و از آن پس، به راز زیستن و خلاصه زیستن پیبردهاند!
کتاب "در فاصله دو نقطه ...!" نوشته ایران درودی، ص ۷۲
برچسب:
نویسنده: آیلین فرهادی
برچسب:
نویسنده: آیلین فرهادی
برچسب:
نویسنده: آیلین فرهادی